دانلود فیلم قاتل اهلی

دانلود فیلم ایرانی قاتل اهل

دانلود فیلم قاتل اهل با کیفیت عالی

دانلود فیلم قاتل اهلی

✅  دانلود قانونی فیلم قاتل اهلی با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @upnama. ایمیل: upnama.ir@gmail.com

نقد و بررسی فیلم قاتل اهل

صحبت در مورد استاد مسعود کیمیایی و آثار او کار بسیار دشواری است، کیمیایی تنها کارگردانی است که دست و دل هیچ کس به نقد فنی آثارش نمی رود زیرا کیمیایی بسیار محبوب است، آنقدر که حتی ضعیف ترین و بی ارزش ترین آثارش چون ((فریاد)) و یا از آن ضعیف تر ((رئیس)) طرفداران سینه چاک خود را دارد که هیچ نقد منفی بر اثر را بر نمی تابند؛ کیمیایی محبوب است، آنقدر محبوب که اگر ((جرم)) او در دوره ای از جشنواره فیلم فجر که آثار شاهکاری چون ((جدایی نادر از سیمین)) و یا ((یه حبه قند)) حضور دارند به شکل عجیبی سیمرغ بهترین فیلم جشنواره را می گیرد همه ی ما به حساب ادای دین جشنواره به کارگردان و فیلمنامه نویس کهنه کار سینمای ایران می گذاریم.

او یکی از مهمترین کارگردان های سینمای ایران است که داستان زندگی او شباهت بسیار زیادی به آثارش دارد، کیمیایی بچه جنوب شهر تهران است، از خیابان ری گرفته تا کوچه دردار، محله آصف الدوله، سقاباشی، عین الدوله و در نهایت خیابان بهار، در نتیجه به جرات می توان گفت او شناخت بسیار جامع و کارشناسی شده از مردم طبقه محروم و ضعیف جامعه خود دارد.

قیصر سینمای ایران بار دیگر پاشنه کفشهای خود را کشیده و دست به ساخت فیلمی جدید به نام ((قاتل اهلی)) زده است (و چه اسم خوبی است این قاتل اهلی و چه کارگردان خوبی است این کیمیایی برای انتخاب اسم روی آثارش).

قاتل اهلی فیلم طبقه محروم و یا حتی متوسط جامعه ما نیست، بلکه داستان انسان های درد کشیده دیروز ولی مرفع امروز است. متاسفانه این همان چیزی است که از جنس کیمیایی نیست امّا خوشبختانه مولفه های او چون مرام، لوطی گری، مردانگی و رفاقت را دارد. قاتل اهلی چون آثار قبلی کیمیایی پر است از دیالوگ های ناب و زیبا که مو به تن هر شنونده ای راست می کند، او استاد دیالوگ است و این از خصایص کیمیایی است. 

قاتل اهلی یک سردمدار مبارزه با پولشویی و فساد اقتصادی به نام جلال سروش با بازی پرویز پرستویی دارد و در همین مسیر یک لات بامرام، لوطی و از خود گذشته به نام سیاوش مطلق با بازی بسیار زیبای امیر جدیدی که گویی بعد از ((قیصر))، کیمیایی پس  از سال ها آهنگ دیالوگ های ناب و هیبت قهرمان داستان هایش را در طنین صدا و فیزیک بدنی منحصر به فرد امیر جدیدی و بازی با وقار او پیدا کرده باشد.

در آن سوی قصه امّا داستان کاملا متفاوت است، یک خواننده پرطرفدار به نام بهمن با بازی پولاد کیمیایی (البته از نظر من بهتر بود این نقش به یک خواننده واقعی می رسید) و رابطه عاشقانه اش با مهتاب با بازی پگاه آهنگرانی؛ مهتاب قاتل اهلی دقیقا همان چیزی است که از کیمیایی می توان انتظار داشت، زن و معقوله آن در آثار کیمیایی یا بدکاره است و یا باکره و اگر این دو نبود قطعا عقیم است، مهتاب قاتل اهلی نیز کاملا عقیم است و رابطه عاشقانه بین او و بهمن نیز منفعل.

یکی از بدترین نکات فیلم قاتل اهلی تدوین بسیار بد فیلم مخصوصا در نیمه نخست آن است، درست است که تدوین نهایی فیلم بر عهده بهرام دهقان بوده اما کیمیایی بعنوان کارگردان نقش بسزایی در آن داشته است، بطور مثال جان فورد کارگردان پرآوازه سینمای جهان با صرفا یک برداشت از هر نما و حداقل همپوشانی کنش ها، پیشاپیش فیلم را در مغز خود تدوین می کرد اما اینجا سردرگمی کیمیایی در پیدا کردن مسیر اصلی داستان فیلم کاملا مشهود و در نهایت به تماشاگر منتقل شده است.

مشکل بعدی فیلم قاتل اهلی در پرداخت نادرست شخصیت های خود است، جلال سروش یک مبارز مفاسد اقتصادی است که بهتر بود از جنس طبقه متوسط جامعه باشد اما از دل زندگی بورژوآ برخواسته است؛ و یا اقدام به ارتکاب قتل نه از شخصیت بامرام سیاوش می آید و نه دلیل و لزوم قانع کننده ای به ارتکاب قتل در فیلم وجود دارد. البته شاید تنها دلیل آن ادای دین فیلمساز به فیلم قیصر خود باشد تا با بازی امیر جدیدی مشابه همان لوکیشن قتل در حمام بازسازی شود.

در نهایت قاتل اهلی، فیلم متوسط رو به خوبی است که از یکی دو اثر قبلی کیمیایی یک قدم جلوتر است، بنابراین شما سینما دوستان و به ویژه طرفداران سینمای کیمیایی را قطعا به دیدین این اثر دعوت می کنم. 

اخبار و حواشی فیلم قاتل اهل

بارها اختلافات کارگردان (مسعود کیمیایی) و تهیه کننده(منصور لشکری قوچانی) این اثر رسانه ای شد و هر کدام از طرفین معتقد به اعمال تدوین مورد نظر خودشان بودند. تهیه کننده این فیلم علاوه بر کارگردان،فرزند او یعنی پولاد کیمیایی را نیز در پیشامد این چنین حواشی مقصر می دانست. پرویز پرستویی (در نقش دکتر جلال سروش) نیز پس از اکران عمومی در مصاحبه ای با فریدون جیرانی ابراز ناخرسندی نمود.

درباره کارگردان فیلم قاتل اهل

مسعود کیمیایی (زاده ۷ مرداد ۱۳۲۰ در خیابان ری تهران) کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی است. کیمیایی از چهره‌های برجسته سینمای ایران به‌شمار می‌رود. اکثراً وی را کارگردانی مؤلف و مؤثر دانسته‌اند که در شکل‌گیری بدنه اصلی سینما در ایران نقشی محوری داشته‌است. او با ساخت فیلم قیصر در سال ۱۳۴۸ دو قطب هنری و تجاری سینما را به هم پیوند داد و همراهِ ناصر تقوایی و بهرام بیضایی و هژیر داریوش و فریدون گله و داریوش مهرجویی و علی حاتمی و چند فیلم‌ساز دیگر از آغازگران دوره‌ای بود که موج نو در سینمای ایران شناخته شد. اغلب آثار کیمیایی در ژانر اجتماعی-سیاسی است. او علاوه بر فعالیت‌های سینمایی، نوشتن رمان و شعر را نیز تجربه کرده‌است. کیمیایی در سال ۱۹۹۱ برای فیلم دندان مار نامزد جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین شد و جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم برلین نیز به او رسید. همچنین در سال ۱۳۸۹ برای فیلم جرم سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر گرفت. از فیلم‌های مهم کیمیایی می‌توان به قیصر، بلوچ، داش آکل، خاک، گوزن‌ها، خط قرمز، دندان مار، سرب و جرم اشاره کرد. در یک نظرسنجی که برای گزینش بهترین فیلم سینمای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران با رأی ۲۷ تن منتقد و نویسنده اجرا شد، گوزن‌ها با ۲۰ رأی بهترین فیلم سینمای پیش از انقلاب ایران شناخته شد. در رأی‌گیری دیگری از ۵۵ منقد سینمایی ایرانی در سال ۱۳۸۱ نیز، فیلمِ گوزن‌ها با ۱۷ رأی همراهِ باشو، غریبهٔ کوچک کارِ بهرام بیضایی بهترین فیلم کل ادوار تاریخ سینمای ایران شناخته شد.

نوشته دانلود فیلم قاتل اهلی اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم پسرهای ترشیده

دانلود فیلم ایرانی پسرهای ترشیده

دانلود فیلم پسرهای ترشیده با کیفیت عالی

دانلود فیلم پسرهای ترشیده

✅  دانلود قانونی فیلم پسرهای ترشیده با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @upnama. ایمیل: upnama.ir@gmail.com

نوشته دانلود فیلم پسرهای ترشیده اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم بیدار شو آرزو

دانلود فیلم ایرانی بیدار شو آرزو

دانلود فیلم بیدار شو آرزو با کیفیت عالی

دانلود فیلم بیدار شو آرزو

✅  دانلود قانونی فیلم بیدار شو آرزو با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @uproadsupport . ایمیل: info@uproad.ir

نقد و بررسی فیلم بیدار شو آرزو

«بیدار شو آرزو» تلخ‌ترین شاهکار سینمای ایران است که هنوز هم چیزی از گزندگی‌اش کم نشده، هنوز هم ردپای خود را بر گوشت و پوست مخاطب می‌گذارد و هنوز هم نمی‌گذارد «آب خوش از گلوی مسئولان پایین برود».

  

تنها داخل یک چادر دراز کشیده و نظاره‌گر سایه‌هایی‌ست که با هراس و اضطراب به این سو و آن سو می‌روند. این سرنوشت مردی‌ست که فریاد می‌زد «بیدار شو آرزو!» همین یک نما کافی‌ست تا بفهمیم زلزله هرچه مردنش ساده و سریع است، زنده ماندنش به یک عذاب می‌ماند که در هر لحظه تا بی‌نهایت منبسط می‌شود. «بیدار شو آرزو» تلخ‌ترین شاهکار سینمای ایران است که هنوز هم چیزی از گزندگی‌اش کم نشده، هنوز هم ردپای خود را بر گوشت و پوست مخاطب می‌گذارد و هنوز هم نمی‌گذارد «آب خوش از گلوی مسئولان پایین برود».

زندگی بد، خوب زیسته نخواهد شد
کیانوش عیاری مشمول یک اصل بسیار خطرناک تاریخی شده است. روان‌شناسان و مشاوران به ما می‌گویند ذهنت را درگیر مسائل تلخ نکن که این کار باعث توقف زندگی‌ات می‌شود. سویه دیگر این تجویز «زندگی کردن به هر قیمت و کیفیتی‌«ست. در این بازار آشفته فروش و تجویز «زندگی به هر قیمت» هستند کسانی که گام بعدی زندگی را مشروط به ثبت و ضبط این لحظات تلخ و تبدیل آن‌ها به زخم‌هایی می‌دانند که فانوس راه خواهند شد و چیزی را برای ما رقم می‌زنند که به آن «آینده» می‌گوییم. ما بسیار خوشبختیم که تبار این دسته افراد نه با کیانوش عیاری آغاز شده و نه به کیانوش عیاری ختم می‌شود. گرچه این انسان‌ها در روزگار «شادابی» و «بهروزی» و «موفقیت» و «فال» و «طالع‌بینی» و دیگر صور «متوسط الحالی» تنها در شب‌ها و در سکوت به چشم می‌آیند، اما دودمانشان با سقراط آغاز می‌شود که می‌گفت «زندگی اگر در ترازوی خرد سنجیده نشود، ارزش زیستن ندارد» و به کیانوش عیاری می‌رسد که گفت «نساختم که اکران شود، ساختم که آب خوش از گلویتان پایین نرود».

می‌دانیم که بهرحال «آب خوش» از گلوی همه‌شان پایین رفت و از رودبار و بم تا ورزقان و کرمانشاه، نه تنها آب که «چلو ماهیچه» هم به سفره‌هایشان اضافه و داستان نخ‌نمای «کی‌ بود؟ کی بود؟ من نبودم!» تبدیل شد به شاه‌روایت تاریخ معاصر ایران. اما آیا این‌ها یعنی کیانوش عیاری شکست خورده است؟ ابدا به این معنا نیست. کیانوش عیاری شکست نخورده بلکه مشمول یک اصل خطرناک تاریخی شده است. اصلی که می‌گوید «خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو!» و کیانوش عیاری را تبدیل می‌کند به یک «خاطره تلخ» که باید حذفش کنیم که خدای نکرده «زندگیمان» دچار نقصان نشود. چنین هم کردند و کیانوش عیاری را کم‌کم به کناری گذاشتند. اما او هنوز هم فریاد می‌زند که «زندگی بد را نمی‌توان خوب زیست» و دقیقا از خلال جای خالی‌اش در سینمای ایران بدل به معیاری می‌شود برای تمییز و تشخیص «زندگی به هر قیمت» و «آزاده زیستن».

عیاری واقع‌گراست در همان چارچوب معروف که می‌گفت «واقع‌گرا باشید! امر محال را طلب کنید!» امر محالی که عیاری طلب می‌کند همان پایین نرفتن آب خوش از گلوی «بیخیالان» این دنیاست و دقیقا از همین رهگذر است که درک کردنِ خود عیاری تبدیل به امری محال برای واقعیت جاری می‌شود. سینمای عیاری –که البته او در این راه تنها نیست- لحظه‌ای‌ نادر است که در آن واقعیت به دو نیم می‌شود که نیمی رو به جلو است و می‌خواهد حرکت کند و نیمی دیگر نگاهش به عقب است و در همان‌ نقطه جا خوش کرده.

بم عشق من
طبق معمول با داستان پیچیده‌ای روبرو نیستیم. زلزله‌ای آمده و مرحله به مرحله گره‌های کوچکی طراحی می‌شوند و همگی به نتیجه‌هایی نسبتا ساده می‌رسند. باز هم با سینمایی روبروییم که در آن تکنیک به حداقل رخ‌نمایی و جلوه‌گری می‌رسد ولی دقت به جزئیات تا حدی‌ست که گویی اتفاقات در برابر چشم‌های ما به وقوع می‌پیوندند. تنها به صدا و لهجه بهناز جعفری وقتی که فریاد می‌زد «رعنا جان! مینا جان!» دقت کنید، یا زمانی که مهران رجبی به جنازه دخترش خیره مانده بود و می‌گفت «آرزو! بیدار شو دختر!»

هنر عیاری در این‌جا نهفته است که علیرغم توجه مبسوط به جزئیات، فیلمش اسیر جزئیات نشده و توانایی ساختن کلیتی منسجم را دارد. این کلیت چیست؟ تکمیل رسالت شریف یک معلم و رستگاری یک زندانی. این رستگاری اما چیزی نیست که در انتهای یک غار یا در کنج خلوت یک کلبه چوبی در میان کتاب‌ها و طبیعت برآورده شود، بلکه فرایندی مرارت‌بار است که دقیقا در همین جهان و همین شهرها و انسان‌ها رخ می‌دهد. این‌طور نیست که اگر از یک خانه مخروبه بیرون آمدیم و جنازه‌هایی دیدیم که بر زمین ریخته‌اند برویم و در گوشه‌ای در باب «مرگ و زندگی» تعمق کنیم تا شاید به جایی برسیم. عیاری به ما می‌گوید که راه رستگاری یعنی بیرون کشیدن جنازه از زیر آوار، یعنی دفن کردن مردگان، یعنی کمک به بدحالان؛ عیاری به ما می‌گوید رستگاری چیزی نیست که در پس ذهن ما اتفاق بیافتد بلکه باید با دست بر روی خاک مسیرش را هموار کنیم. رستگاری این نیست که غم و تلخی از دست دادن همسر و فرزند و مادر را فراموش کنیم و پس از گذشت سال‌ها باز هم به زندگی «عادت کنیم» بلکه دیدنِ «همسر و فرزند و مادر» درگذشته در بدن‌های انسان‌هایی زنده است که هم‌اکنون نیازمند داشتن انسانی در کنار خود هستند.

ژیل دلوز، فیلسوف شهیر فرانسوی، ادعا می‌کرد که هر فیلم‌ساز با ساختن یک فیلم نه به جهان درون دوربین، بلکه به جهان خارج از کادر نظم بخشیده و آن را بازآفرینی می‌کند و من فکر می‌کنم که عیاری در این کار بسیار موفق بوده است، چون «بیدار شو آرزو» شاید خانه و کاشانه‌ای ایمن برای مردم بم و کرمانشاه و رودبار و طبس و ورزقان نشد، اما به خوبی به تک تک ما فهماند که در این جهان کجا ایستاده‌ایم.

اخبار و حواشی فیلم بیدار شو آرزو

کیانوش عیاری کارگردان مطرح سینمای ایران گفت: «فیلم« بیدار شو آرزو» را ساختم که آب خوش از گلوی مسئولان پایین نرود، اما مثل اینکه این اتفاق رخ نداد و آنها با خیال راحت آب خوش را نوشیدند.»

فیلم سینمایی «بیدار شو آرزو» سال ۸۳ به فاصله کوتاهی از زلزله شهر بم توسط کیانوش عیاری مقابل دوربین رفت اما از آن سال تا کنون فرصت اکران عمومی پیدا نکرده بود تا اینکه با برنامه‌ریزی و مشارکت بنیاد سینمایی فارابی در گروه هنر و تجربه امکان اکران این فیلم فراهم شد.

عیاری درباره اکران «بیدارشو آرزو» در گروه هنرو تجربه گفت: «باورتان می شود که من هیچ اطلاعی ندارم. تا این حد می دانم که امشب این فیلم قرار است در موزه سینما اکران خصوصی داشته باشد. امیدوارم که شرایط این فیلم به خوبی پیش رود. اخیرا سعی می کنم در جریان هیچ چیزی به عمد قرار نگیرم. اما امشب سعی می کنم در مراسم اکران خصوصی حضور پیدا کنم و از نزدیک در جریان اکران آن قرار بگیرم. اگر کلیت این موضوع را در نظر بگیریم اکران این فیلم خوب است، اما چرا بعد از این همه سال این اتفاق دارد رخ می دهد؟ به هر حال این فیلم در حال اکران است.»

او ادامه داد: «زمانی که فیلم «بیدار شو آرزو » را ساختم موضوعی را اعلام کردم که شاید بسیاری به یاد نداشته باشند. گفتم که این فیلم برای اکران عمومی یا حضور در جشنواره های خاص نیست بلکه این فیلم را ساختم تا مسئولان آب خوش از گلویشان پایین نرود. ولی بعد از گذشت ۱۴ سال آن اتفاق رخ نداد و دوستان آب خوش را به راحتی نوش جان کردند. حداقل موضوع این است که امروز این فیلم اکران می شود. حداقل با نمایش آن متوجه می شوم که آب در هاون نکوبیده ام.»

درباره کارگردان فیلم بیدار شو آرزو

کیانوش عیاری متولد ۱۳۳۰ در اهواز است. وی نویسنده و کارگردان ایرانی است. او تا به حال برنده دو لوح زرین و یک سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر شده‌است.از مشخصه‌های بارز فیلم‌های عیاری سبک واقع گرایانه منحصر به فردش و پرداختن به موضوعات بکر هم‌چون پیوند قلب در فیلم بودن با نبودن می‌توان نام برد. وی فعالیت سینمایی را با ساخت فیلم‌های کوتاه ۸ م. م در سینمای آزاد اهواز آغاز کرد.پ عیاری سینمای حرفه‌ای را با نگارش فیلمنامه و کارگردانی فیلم «تنوره دیو» تجربه کرد. او برادر داریوش عیاری است. عیاری برای فیلم آبادانی ها در سال ۱۹۹۴ برنده جایزه پلنگ نقره ای جشنواره بین المللی فیلم لوکارنو شد. خانه پدری فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کیانوش عیاری ساختهٔ سال ۱۳۸۹ است.تهیه کنندگی این فیلم را ناجی فیلم وابسته به پلیس ایران بر عهده داشت که در ادامه بدلیل انتقادات پیرامون خشونت فراوان در فیلم از آن کنار کشید.

نوشته دانلود فیلم بیدار شو آرزو اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم تابستان داغ

دانلود فیلم ایرانی تابستان داغ

دانلود فیلم تابستان داغ با کیفیت عالی

دانلود فیلم تابستان داغ

tgp-dl

پشتیبانی خرید تلگرام: @Shop_Upera_Bot

رمز فایل:

LOTUSHKFBZTNVURDXECGY

✅ به دستور کمیته مصادیق مجرمانه تمامی لینک های دانلود رایگان از سطح اینترنت حذف شده اند

✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

✅ در صورتی که این فیلم را از سایت های غیر رسمی دانلود و مشاهده نموده اید کافیست برای رفع دین یکی از نسخه های دانلودی رسمی این فیلم را خریداری نمایید.

📞چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. شماره پشتیبانی (ساعات اداری): ۰۲۱۷۷۷۲۹۵۵۷ , پشتیبانی تلگرام: @Shop_Upera_Bot

نقد و بررسی فیلم تابستان داغ

یاسمن خلیلی فرد

  فیلم شروع خوبی دارد. کاراکترها و موقعیت هر یک از آنها در فیلمنامه به مرور معرفی می شوند و نشانه گذاری های ظریف و ریز به مرور انجام می پذیرند تا بعدتر به کار آیند. داستان پررمق پیش می رود و نقاط عطف و بحران آن در جای درستی از فیلمنامه قرار دارند که همه ی اینها نشان از دقت و تسلط فیلمنامه نویس به کارش دارد. اما مضمون فیلم، "دروغ"، "پنهان کاری" و تا حدودی "بی خیالی" است؛ سه عنصر رایجی که به تنهایی قادر به تزلزل بنیان خانواده در دنیای مدرن امروزی اند و دقیقاً کارکرد خود را هم در فیلم عملی می سازند: زن پزشکی (مینا ساداتی) که دوست دارد در دنیای مدرن، مانند هر زن مدرن دیگری، در جامعه نقش موثر و پررنگی داشته باشد و همسرش (علی مصفا) که خود نیز یک پزشک است، بنا بر دلایلی که مهمترین آنها فرزند خردسالشان است، مخالف فعالیت اوست. واکنش زن نسبت به برخورد همسرش رفتارهایی توأم با پنهان کاری ست که در نهایت به یک فاجعه منتهی می شود (به دلیل خطر لوث شدن از توضیح بیشتر صرف نظر می کنم). "تابستان داغ"، به مانند فیلم های اصغر فرهادی، در پی دستیابی به فرم مطلوب و ایده آلش، به مسائل و مفاهیم انسانی پشت پا نمی زند بله به نظر می رسد محتوا در آن اساسی ترین رکن است و فرم در درجه اهمیت پایین تری نسبت به محتوا قرار می گیرد. «تابستان داغ»، هرگز به بیراهه نمی رود؛ از کشش نمی افتد و ریتم خود را تا پایان حفظ می کند اما به باور من آنچه باعث می شود تا حدودی از قدرت تأثیرگذاری اش کاسته شود ایجاد گره های تو در تویی ست که گره گشایی شان تا حد زیادی ساده انگارانه انجام می پذیرد. فرهاد (صابر ابر)، برای درگیر نشدن خود و خانواده اش در جریان مرگ پسربچه، کنشی انجام می دهد که چند سکانس بعدترش به راحتی توسط نسرین (پریناز ایزدیار) لو می رود و به نظر می رسد لو رفتن آن نیز چیزی را درست نمی کند. نحوه ی مواجهه ی دکتر با واقعیت گرچه نشان از تلاش او برای بازگرداندن همسرش به زندگی و فراموش کردن تلخی های گذشته دارد، اما به نظر می رسد برخوردی سطحی ست و واکنشی بسیار خنثی با فاجعه ای که فیلمنامه نویس تقلای بسیاری برای پیچیده بودنش کرده است. به بیانی دیگر، گره ای بسیار سفت و پیچیده، به ساده ترین شکل ممکن گشوده می شود و همین مسئله باعث می شود مخاطبی که سکانس های نفس گیر میانه ی فیلم را در انتظار تماشای پایانی خاص پشت سرگذاشته چندان راضی نشود. در سال های اخیر، تب و تاب ساخت فیلم هایی به سبک و سیاق اصغر فرهادی بسیار بالا گرفته است. بارها اذعان داشته ام که از نظر من این اتفاق، نه تنها بد نیست بلکه اتفاق خوبی هم هست. همواره فیلمسازان و فیلمنامه نویسان مؤلفی در دنیا وجود داشته اند که بسیاری دیگر از فیلمسازان و فیلمنامه نویسان را تحت تأثیر کار خود قرار داده اند و آن ها کار خود را در پیروی از این فیلمسازان مولف انجام داده اند. اگر این دنباله روی ها، درجات مختلفی از خلاقیت را نیز با خود حمل کند آنگاه نمی توان برچسب تقلیدی بودن روی این دسته از فیلم ها زد و این فیلم ها تأثیر خود را بر مخاطب می گذارند. مثلاً، فیلم «سعادت آباد» (مازیار میری)، اندکی بعد از «درباره الی» ساخته شد. فیلم، مشخصاً تحت تأثیر سینمای فرهادی بود و این شباهت چه در فرم و چه در محتوا و چه در طرح روابط شخصیت های اثر با یکدیگر قابل مشاهده بود بنابراین توانست مخاطب خود را راضی نگاه دارد؛ در مقابل فیلم های بسیار دیگری مثل «عادت نمی کنیم» نیز ساخته شدند که بدون بهره گیری از المان های خلاقانه و بکارگیری نوآوری به تکرار الگوهای ثابت سینمای فرهادی پرداختند که نتیجه چندان موفقیت آمیز نبود و نتوانست مخاطب را راضی کند. «تابستان داغ» خوشبختانه در گروه اول قرار می گیرد. فیلم با این که تأثیراتی از سینمای فرهادی را خصوصاً در دیالوگ نویسی و نوع روابط شخصیت ها با یکدیگر حمل می کند اما ویژگی های اختصاصی خود را هم دارد و نمی توان به آن انگ تقلیدی بودن را چسباند. فیلم به لحاظ اجرا ساختاری شسته رفته دارد. همان طور که گفتم در فیلمنامه کدهایی لحاظ شده اند تا بستر درام را برای وقوع حوادث بعدی مهیا کنند؛ مثلاً اشاره ی مکرر نسرین به پشت بام و تأکید او به دختر که به آن جا نرود و آنجا خطرناک است و … که در نهایت "پشت بام" بستر وقوع بحران را فراهم می آورد. اما در عین حال پیش از وقوع این رویداد با توجه به وقایع ماقبل آن، یعنی ترک خانه توسط مادر، شکسته شدن ظرف، تصمیم کودکانه دختر برای شستن خرابی ها و پهن کردن آن بر پشت بام اطمینانی صد در صد به مخاطب می دهد که حادثه ای در راه است که قرار است پشت بام در آن نقش داشته باشد و احتمالاً این حادثه به پسربچه مربوط خواهد بود زیرا امانت است! این اتفاق یعنی «قابل پیش بینی بودن»، در فیلم های اصغر فرهادی کمتر اتفاق می افتد؛ مثلاً در "درباره ی الی"، فیلمساز با هوشمندی تمام کاری می کند که مخاطب تا دقایقی الی و ناپدید شدنش را از یاد ببرد و درگیر بچه ها و بازگشت سپیده و … شود و وقتی سپیده می پرسد الی کجاست؟ تازه این پرسش برای ما هم پیش می آید که واقعاً الی کجاست؟ … این ها از همان ریزه کاریهاییست که اصولاً در کارهای خود فرهادی رعایت می شود اما کارگردانانی که پا در مسیر او می گذارند عموماً نمی توانند گذر موفقیت آمیزی از آن داشته باشند. «تابستان داغ» فیلمی رابطه محور است؛ بدین معنا که روابط میان شخصیت ها نقش اساسی و مهمی در پیشبرد آن دارد. در میان تمامی اتفاقات تلخی که هر دو خانواده را درگیر می کند در نهایت صلحی نسبی میان زن و شوهرها به وجود می آید که عامل آن همان رویداد تلخ است. درواقع پس از فاجعه ای که هر دو خانواده را درگیر می کند آن ها خواسته یا ناخواسته روابط مسالمت آمیزی را با هم پیش می گیرند که در رابطه با زوج پزشک دلیل احتمالی آن زایش و تولد دوباره است (بارداری زن) که روزنه ی امیدیست برای آن ها و در رابطه با زوج فرودست، احتمال آن بحران بزرگیست که خانواده را تهدید می کند و همان طور که خود مرد هم می گوید احساس عذاب وجدانش از نبودنش در زمانی که باید می بوده و از خانواده اش حمایت مالی و عاطفی می کرده است. بازی های «تابستان داغ» خیلی خوب اند و مهم تر آن که هیچ یک از این بازیگران نقشی مشابه نقش اش در فیلم را پیش تر بازی نکرده است. پریناز ایزدیار برای اولین بار نقش یک مادر را ایفا می کند و به درستی در نقش خود جا افتاده است. او در سال های اخیر نشان داده که می تواند یکی از بهترین بازیگران زن سینمای ایران باشد و نقش زنانی در قشرها، طبقات و با درونیات مختلف را به شکلی باورپذیر ایفا نماید. صابر ابر نیز در شمایلی متفاوت بازی متفاوتی را ارائه می دهد. کاراکتر فرهاد، کاراکتر پیچیده ایست زیرا، ابر باید تحول او را از انسانی بی خیال و بی دست و پا به یک پدر مسئولیت شناس نشان دهد. به بیانی دیگر، فرهاد در جریان این اتفاق، نهایتاً خودش را به همسرش ثابت می کند. بازی علی مصفا خوب است و درونگرایی پزشک را در عین خشمش نسبت به همسر و اتفاقاتی که رخ داده به زیبایی نشان می دهد. حضور و اهمیت نقش "کودک" در فیلم کاملاً مشهود است و مانند فیلم های فرهادی که همواره "کودک" در آن نقشی کاربردی و پیش برنده دارد این جا هم "کودکان" پررنگ اند و درواقع بحران های فیلم براساس حضور آن ها شکل می گیرد. از این منظر فیلم تا حدودی مرا به یاد فیلم "شکاف" هم انداخت که در آن مسئله ای که برای "کودک" اتفاق می افتد بر روابط بزرگترها با یکدیگر و دیگر رویدادهای داستان تأثیر می گذارد. به واسطه ی پررنگ بودن نقش و اهمیت جایگاه کودک در فیلم، بازی های خوبی را نیز از بازیگران خردسال کار شاهد هستیم. بازی هایی بسیار رئال و باورپذیر که نشان از توانایی فیلمساز در هدایت و بازی گرفتن از آن ها داشته است. در زمان اکران عمومی فیلم، قطعاً مفصل تر آن را تحلیل خواهم کرد اما تا این جای کار هم به باورم، «تابستان داغ» یکی از فیلم های موفق جشنواره بود که خواهد توانست در شاخه های بسیاری خصوصاً کارگردانی و بازیگری نامزد دریافت جایزه شود.

 

 

محسن شهمیرزادی

شخصیت نسرین (پری‌ناز ایزدیار) علی‌رغم آن‌که می‌داند قبول مسئولیت پسر بچه (پرهام) خلاف مقررات مهد کودک‌هاست اما بیش از هر چیز به خاطر وضع رو به اضمحلال خانواده کودک می‌پذیرد تا از پرهام نگه‌داری کند، همچنین شاید بدین وسیله بتواند در موقعیت معیشتی خانواده خود نیز تغییری پدید آورد. در حقیقت نسرین دست به عملی کاملاً انسانی و در عین حال غیرقانونی می‌زند و همین وجهه کنایی و متناقض‌نما، اولین نکته جذاب فیلم‌نامه در پرورش داستان است. سیر رویداد‌ها و حوادث در کنار کنش شخصیت‌ها به شکلی منطقی جلو می‌رود و در دقیقه چهل و هشتم نیز گره اصلی حادث می‌شود که البته شاید کمی دیر به نظر برسد اما با توجه به روند استاندارد معرفی و پردازش شخصیت‌های متعدد فیلم که در حکم مقدمه‌چینی درام عمل می‌کند، این مسئله قابل قبول می‌نماید. فیلم تا این‌جا با یک الگوی ریتمیک معقول جلو رفته و در این میان هم عواملی مانند فیلم‌برداری هومن بهمنش سبب می‌شود تا بیننده احساس خستگی نکند و به لحاظ بصری تجربه‌ای لذت‌بخش از هارمونی رنگ‌ها در قاب‌های متوازنِ فیلم داشته باشد. بعد از گره ‌افکنی میخکوب‌کننده فیلم، طبق انتظار تنش به اوج خود رسیده و التهاب وجود مخاطب را فرا می‌گیرد. اما صد حیف و صد عجب که فیلم از این جا به بعد در سراشیبی می‌افتد و انگار دیگر هیچ چیز برای گره‌گشایی و پایان‌بندی در چنته ندارد. در حالی‌که بیننده منتظر است تا ببیند این فاجعه هولناک چه طور زندگی این دو خانواده را به معنای واقعی کلمه «دگر گون» می‌سازد، فیلم تقریباً از هرگونه ایده یا اتفاق جذابی تهی است، داستان نیمه کاره رها شده و مخاطب با انتظاراتی پاسخ داده نشده و اعصابی مغشوش سالن سینما را ترک می‌کند. بعلاوه به لحاظ نقد محتوایی قابل توجه است که مسیر روایی فیلم بیش از هر کس، شخصیت مادر پرهام (مینا ساداتی) را مقصر مرگ کودک می‌داند. از دیالوگ‌ها گرفته تا میزان‌سن‌های فیلم به وضوح مؤید این رویکرد هستند. در واقع مادری که درست یا غلط «تلاش» می‌کند مستقل باشد و زندگی‌اش را فقط به خانه‌داری نگذراند، خاطی‌ترین و آنتی ‌پاتیک‌ترین فرد داستان است و از آن طرف هم شخصیت مرد (علی مصفا) فردی عاقل‌تر‌، موجه‌تر و حق به جانب بازنمایی می‌شود. از این منظر می‌توان گفت «تابستان داغ» به بازتولید ایدئولوژی پدرسالارانه پرداخته و در قبال بازنمایی شخصیت زن مدرن امروزی که هم خواهان استقلال است و هم خانواده دوست – و نه شرور! – دارای نگرشی منفی است. 

 

 

افشین علیار

تابستان داغ اولین اثر سینمایی ابراهیم ایرج زاد به چند دلیل فیلم موفقی ست که توانسته در قالب یک قصه ی ملودرام موقعیت آفرینی کند موقعیت هایی که در بافت قصه جا گرفته است، از آنجایی که قصه مولفه اصلی در ساختار یک فیلم محسوب می شود، تابستان داغ با توانایی خاصی از این مولفه بهره گیری کرده است به طوری که ایرج زاد در قدمِ اول فیلمسازی اش با یک داستان منسجم به سینما آمده، ایرج زاد با ترکیب و چیدمان رخداد ها در کنار هم کوشیده تا یک فیلم درگیرکننده خلق کند؛ تابستان داغ به جهت خط روایی و اصول ساختاری به یک اثر خاص تبدیل شده اثری که اگر ایرج زاد در به تصویر درآوردن آن کوتاهی می کرد این فیلم یک اثر سیاه بی سروشکل می شد اما المان های ساختاری در فیلمنامه کشش لازم را برای داستان گویی دارد و به هیچ وجه این اثر به سیاهی نمی رسد شاید تابستان داغ به لحاظ داستان و بحران هایش تلخ به نظر برسد اما به سیاهی مطلق نمی رسد ، تابستان داغ با سبک و سیاقی که در پیش می گیرد توانسته یک فیلم داستان گو باشد. 

 

شاید بعد از دیدن تابستان داغ فکر کنید که این اثر به فیلم های اصغر فرهادی شباهت دارد چرا که استفاده از چند مولفه ی سینمای فرهادی در این فیلم دیده می شود اما این ضعف محسوب نمی شود چرا که این مولفه ها از جامعه نشات می گیرد و نمی شود این المان های ساختاری را مختص اصغرفرهادی دانست . اتفاق، ایجاد بحران(گره افکنی) ، تعلیق، پنهان کاری ، دروغ(گره گشایی) به طور مطلق برای سینمای فرهادی نیستند زیرا که از این عناصر می شود بهره گیری های دیگری هم کرد فیلم هایی بودند که خط روایی شان با این عناصر شکل گرفته و اساسا قصد شان تقلید از سینمای فرهادی بوده اما تابستان داغ در بستر یک داستان ملودراماتیک به بحرانی می پردازد که ابعاد مختصاتی آن به شدت اجتماعی ست و نمی شود آن را با فیلم های فرهادی قیاس کرد ایرج زاد با استفاده از طرح یک بحران به پیچیدگی های اجتماعی آن رسیده و اساسا داستان موقعیت زندگی دو خانواده را به طور موازی روایت می کند، اما ایرج زاد در روایت داستانش خط کشی اجتماعی اعمال نکرده است زیرا که قصد آن نشان دادن یک بحران اجتماعی و پیچیدگی های آن بوده فیلمساز با هوشمندی توانسته نگرش روشنفکرانه ی طبقاتی را از فیلم حذف کند ، همین نگرش باعث منطقی بودن اتفاقات و رخدادهای بهم پیوسته شده است و فیلمساز سعی کرده بیطرف باشد و در نشان دادن زندگی ایمان و سارا، فرهاد و نسرین مساوات را رعایت می کند، به خرده اتفاقات نمی پردازد، به داستان شاخه و برگ اضافه نمی کند تمامی عناصر در شکل گیری فیلم در یک هدف مشخص به جلو می روند به همین دلیل است که تماشاگر با فیلم همذات پندار می شود. ایرج زاد علاقه ی تماشاگر را درک کرده و به همین دلیل در داستان پردازی و شکل گیری آن تمرکز لازم را لحاظ کرده است ، تابستان داغ با یک هدف مشخص جلو می رود و با یک رویکرد انسانی اوج می گیرد اما استفاده درست از عنصر غافلگیری باعث ارتباط بیشتر میان تماشاگر با جهان اثر می شود ، غافلگیری و اتفاق از پیش تعیین نشده باعث حرکت چرخه ی درام می شود اما فیلم از مسیر و هدف اصلی اش خارج نمی شود چرا که اساس و پایه ی ساختاری تابستان داغ با اتفاق گره خورده است و این گره افکنی با اصول ساختاری اثر منطبق است، این غافلگیری که در تابستان داغ با آن مواجه می شویم غیر قابل حدس می باشد  از آنجایی که مخاطب در فیلم های این چنینی دنبال یک اتفاق و اوج است اما این غافلگیری و ایجاد اتفاق را نمی شود پیش بینی کرد، سقوط پرهام در راستای یک جهش و اتفاق صورت می گیرد و از آن سکانس به بعد فیلم در قالب خودش جا می گیرد و فیلمساز بعد از اصول ساختاری و معرفی جهان فیلم و شخصیت هایش به غافلگیری و بحران های بعد از آن می پردازد که مهم ترین بخش فیلم است. ایرج زاد برای ایجاد این حادثه و اتقاقات بعدی اش بیش از حد زمینه چینی نمی کند جز همان اصول اولیه و ساختاری جهان فیلم؛ فیلمساز این اتفاق را با چیدمان منطقی ایجاد می کند سارا، پرهام را به خانه ی نسرین می برد اما به دلیل باز بودن شیر آب حمام فکر می کند نسرین در خانه حضور دارد پس پرهام را به هانیه تحویل می دهد و می رود، کمی به عقب تر برویم نسرین پول موتور را به برادرش نمی دهد به دلیل خطر ناک بودن این وسیله ی نقلیه اما ناصر موتور را می خرد و درست همان شب تصادف می کند و نسرین مجبور می شود هانیه را در خانه تنها بگذارد و به بیمارستان برود ، ترس هانیه از مهری خانم شکستن کاسه سوپ و شستن روفرشی در حمام و صدای آب بستر مناسبی در ایجاد یک اتفاق است که منطقی به نظر می رسد، نگاه ایرج زاد به این بحران انسانی ست ، نسرین برای درآمد بیشتر قبول می کند تا از پرهام مواظبت کند اما بعد از اتفاق نسرین تصمیم می گیرد تا حقیقت را به پدر و مادر پرهام بگوید فرهاد نمی خواهد نسرین حقیقت را بگوید زیرا برای آینده ی هانیه نگران است، دختر شش ساله یی که نمی تواند این حادثه را درک کند و در بهت و ناباوری در سکوت به سر می برد؛ ایرج زاد پایان بندی فیلمش را درست انتخاب می کند پایانی که بسته می شود حقیقتی که توسط نسرین گفته می شود ، پایان تابستان داغ به هیچ وجه تلخ نمی باشد سارا باردار است، بارداری سارا نمادی از امید است به همین دلیل ایمان از شکایت کردن صرف نظر می کند و آن کاغذ را در باد رها می کند ، نسرین و فرهاد و ناصر برای همیشه از آن خانه می روند که هانیه دچار کابوس و روان پریشی نشود. ایرج زاد به درستی گره گشایی اخلاقی می کند فارغ از آن که بخواهد به تماشاگر درس اخلاق بدهد.

اما تابستان داغ فارغ از موضوعات مختلف و پیچیدگی ها ی خاص به هدف نهایی اش رسیده است ، فیلمی که می خواهد در زمان محدود قصه سرایی کند ، قصه یی با یک بستر مشخص با پرداخت سینمایی ، آنچه که از کاغذ به تصویر رسیده است توانسته با فرم خاص به یک اثر سینمایی تبدیل شود که مسلما فراتر از یک فیلم اولی ست. زمانی که یک فیلمنامه استاندارد همراه با چفت و بست های دراماتیک خلق شود فرم هم می تواند به جذابیت اثر کمک کند.   

در تابستان داغ فرم از محتوا درآمده و این ویژگی یک فیلم موفق است، وقتی انسجام و منطق در فیلمنامه رعایت شود، فرم هم کمک بسزایی به محتوای اثر می کند، فیلمبرداری هومن بهمنش از نکات مهم این فیلم محسوب می شود رنگ و لعاب قاب ها، کادر های متوازن همراه با حرکت نرم و آهسته دوربین که فضای اثر را تا حدودی وهم آلود کرده است، حرکت دوربین در بعضی از نماها مثل تنها نشستن پرهام در آشپزخانه ی بیمارستان، حضور هانیه و پرهام در شب روی پشت بام، سکانس دعوای ایمان و سارا و خیره شدن سارا به هانیه؛  قاب های خیره کننده یی پدید آمده که با وهمی عجیب منطبق شده است، این میزانسن ها طوری ترسیم شده است که حتی در روز هم وقتی نسرین جنازه ی پرهام را می بیند به تماشاگر شوک وارد می شود قبل تر از آن حتی در سکانس سقوط پرهام هم این شوک وجود دارد؛ مطمئنا میزانسن های ایرج راد با دکوپاژ به مرحله ی فیلمبرداری رسیده است وقتی فیلمبردار میزانسن و قالب فیلمنامه را درک کند می تواند با قاب ها و حرکات ظریف دوربین فضاسازی کند یا موقعیت ها را طوری به تصویر درآورد که تماشاگر با تک تک نماها همراه باشد؛ موسیقی در نماها تاثیر بسزایی دارد شاید اصلا صدای موسیقی در بعضی از سکانس ها شنیده نشود اما این ملودی ها در نماها تاثیر بسزایی دارد حامد ثابت توانسته در این اثر طوری از موسیقی استفاده کند که انگار این ملودی ها هنگام نگارش فیلمنامه در گوش فیلمنامه نویس نواخته شده ، اتصال نماها ربط منطقی اثر را باور پذیر کرده، تدوین به فیلم ریتم داده و به سکانس ها منطق بخشیده است ، انتخاب بازیگر یکی دیگر از آن دلیل های مهم تابستان داغ است ، پریناز ایزدیار جدا از نقش های قبلی اش در شخصیت نسرین به درستی ایفای نقش می کند، او به دلیل جایگاه اجتماعی اش با سمیه ی ابدویک روز در تابستان داغ رویه ی دیگری را پیش می گیرد این بار یک مادر است و با شوهرش مشکل دارد یک انسان است که احساس مسئوولیت می کند صابر ابر یا علی مصفا چنانچه قالب نقش را پذیرفته اند و توانسته اند به درستی ایفای نقش کنند اما در بعضی از مواقع لحن بازی شان تکرارِ نقش های گذشته شان می شود که البته این ضعف محسوب نمی شود، چارچوب فیلمنامه به قدری قوی متقاعد کننده است که مصفا و ابر توانسته اند به درک شخصیت برسند.

ابراهیم ایرج زاد فیلمساز خوش ذوق در اولین فیلم سینمایی اش راه درستی را انتخاب کرده او درک کرده که با قصه سرایی منطقی می شود فیلمنامه یی خلق کرد که تماشاگر را درگیر کند او بی دلیل ابعاد فیلمنامه اش را گسترش نمی دهد به همین دلیل تابستان داغ با پرداخت و پردازش صحیح با چارچوب های ساختاری محکم بی ادعا با فرم قابل توجهش برای تماشاگرش جذابیت دارد، ایرج زاد با یک فیلمنامه استاندارد به کارگردانی انسجام یافته رسیده، میزانسن های دقیق و بی نقص فرم را از دل محتوا بیرون کشیده است ایرج زاد در ساخت اولین فیلم سینمایی اش دچار ذوق زدگی بیهوده نشده و سعی کرده به آن هدف نهایی برسد که رسیده است ، تابستان داغ فیلم خوش ساخت و داستان درگیر کننده یی دارد که تماشاگر از دیدن آن لذت می برد . تابستان داغ به معنای واقعی فیلم سینماست، این فیلم را باید در سینما دید زیرا که ابعاد و اندازه ی قاب ها با محتوا منطبق شده است از همین جهت دیدن این فیلم در تاریکی سالن سینما لذت برانگیزتراست.

جوایز و افتخارات فیلم تابستان داغ

مینا ساداتی، برای این فیلم توانست جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از جشنواره بین المللی فیلم پکن کسب کند.

فیلم تابستان داغ با نامزدی در ۱۳ رشته، حائز رکورد بیشترین تعداد نامزدی در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر شد و از میان ۱۳ رشته برنده دو رشته بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین گردید

بهترین فیلم جواد نوروزبیگی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین کارگردانی ابراهیم ایرج‌زاد نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین فیلمنامه پیام کرمی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین بازیگر نقش اول مرد علی مصفا نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین بازیگر نقش اول زن پریناز ایزدیار نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین بازیگر مکمل زن مینا ساداتی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین فیلمبرداری هومن بهمنش برنده سیمرغ بلورین

بهترین تدوین سهراب خسروی برنده سیمرغ بلورین

بهترین موسیقی متن حامد ثابت نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین صداگذاری امیرحسین قاسمی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین صدابرداری داریوش صادقپور و محمود کاشانی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین طراحی لباس نازنین خزاعی نامزدشده سیمرغ بلورین

بهترین طراحی صحنه کیوان مقدم نامزدشده سیمرغ بلورین

درباره کارگردان فیلم تابستان داغ

ابراهیم ایرج زاد متولد ۲۸/تیر/ ۱۳۶۰ در شهر مشهد مقدس. دارای دیپلم کارگردانی سینما از هنرستان سوره مشهد می باشد که به موازات دوره دیپلم موفق به گذراندن دوره یک ساله کارگردانی فیلم در انجمن سینمای جوانان مشهد انتخاب گردید. در سال ۱۳۸۰ به دانشگاه سوره اصفهان راه یافت و در سال ۱۳۸۵ از رشته «کارگردانی سینما» در مقطع کارشناسی فارغ­ التحصیل شد. همچنین، او از سال ۱۳۸۶ عضو پیوسته «انجمن فیلم کوتاه خانه سینما» و از سال ۱۳۸۹ به شکل رسمی عضو «آکادمی داوران» انجمن فیلم کوتاه خانه سینما شد.

نوشته دانلود فیلم تابستان داغ اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم کره ای Operation Chromite 2016 دوبله فارسی

دانلود فیلم کره ای Operation Chromite 2016 دوبله فارسی

دانلود فیلم Operation Chromite 2016 کم حجم دوبله فارسی

دانلود فیلم Operation Chromite 2016 با حجم کم و لینک مستقیم

دانلود فیلم کره ای Operation Chromite 2016

نوشته دانلود فیلم کره ای Operation Chromite 2016 دوبله فارسی اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم یک روز طولانی

دانلود فیلم ایرانی یک روز طولانی

دانلود فیلم یک روز طولانی با کیفیت عالی

دانلود فیلم یک روز طولانی

رمز فایل: upnamair-vqr#jpqmf

✅  دانلود قانونی فیلم یک روز طولانی با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @upnama. ایمیل: upnama.ir@gmail.com

نقد و بررسی فیلم یک روز طولانی

محسن ظهرابی

 

فیلم «یک روز طولانی» اولین فیلم بابک بهرام بیگی است که به تازگی در گروه هنر و تجربه اکران خود را شروع کرده است.

 

 

 

 

بیش از دو سال از آغاز به کار گروه سینمایی هنر و تجربه می‌گذرد. بخش مهم و انکار‌نشدنی از سینما ایران که بنا به ماهیت‌اش بر خلاف جریان اصلی سینما با هدف اصلی بازگشت سرمایه آغاز نشده و کماکان پس از گذشت بیش از دو سال به کارش ادامه می‌دهد. جریانی که متعلق به سینمای مستقل است و حمایت دولتی از آثار ساخته شده صورت نمی‌گیرد و همین موضوع دلیلی بر پایین بودن هزینه‌ ساخت و در نهایت اثر گذاشتن بر کیفیت فیلم‌ها خواهد بود. چالشی که فیلمسازانِ این جریان در تلاش هستند تا با موضوعات و تکنیک‌های نابی که به سراغش می‌روند آن‌ را جبران کنند. در این روزها پس از افت محسوسی که در آثار هنر و تجربه دیده شد فیلمهای «سینمانیمکت» ساخته محمد رحمانیان، کارگردان با سابقه تئاتر، و «وارونگی» ساخته بهنام بهزادی (همزمان با اکران در گروه اصلی) به جمع فیلمهای اکران شده پیوستند تا نفسی تازه به این گروه بدمند. همزمان با اکران این دو فیلم، «یک روز طولانی» اولین ساخته بابک بهرام بیگی اکران خود را آغاز کرده است.

 

«یک روز طولانی» روایت ساده‌ای از یک نقاش ساکن آلمان، شاهین با بازی رضا بهبودی، است که پس از سال‌ها یک روز به زادگاه‌اش، قزوین، بازگشته تا گشتی در شهر بزند و خاطرات گذشته خود را زنده کند. او که همراه با برادرش وارد شهر شده ناخواسته و به درخواست برادر پای‌اش به ماجرای ساده و پیش پا افتاده‌ای باز‌می‌شود که او را به دو راهی انتخاب و تصمیم‌گیری می‌رساند. تصمیمی که ممکن است برای اغلب مخاطبان بی‌اهمیت باشد اما شاید این اتفاق ساده نقبی به تصمیم‌گیری‌های بی‌شمار آدم‌های امروز می‌زند و بررسی می‌کند که درست و غلط در هر تصمیم انسان در جهان اطرافش و در مقابله با انسان‌های دور و برش چگونه است؟

 

 

شاهین شخصیت درون‌گرا و ساکتی دارد. این موضوع را از همان لحظات ابتدایی فیلم می‌توان فهمید. جایی که  در حال شنیدن حرف‌های برادرش به خاطر دیدن لاشه یک سگِ در شرف مرگ می‌ایستد و نفس نفس زدن سگ را نگاه می‌کند اما کاری جز به خاک سپردن‌اش از دست‌اش برنمی‌آید. در همین اتفاق ساده ویژگی شخصیتی به خصوصی وجود دارد که شاهین را از همه آدم‌های دور و برش مستثنی می‌کند. او نسبت به جهان اطرافش نگران و مسئول است. از بین تمامی ماشین‌هایی که با سرعت در خیابان برای رسیدن به گذران زندگی خود می‌گذرند فقط شاهین می‌ایستد تا به جان از دست رفته یک سگ که نشان وفاداری است ادای احترام کند.

 

در فیلم از گذشته شاهین به جز حرفهای اندکی که خودش به نیلوفر، با بازی شبنم مقدمی، می‌زند و معدود ویژگی‌های مختصری که دوست قدیمی‌اش در غذاخوری از او می‌گوید، که لات محل بوده است، چندان اطلاعاتی داده نمی‌شود. اما از همین رفتار شاهین (خاک کردن سگ) می‌توان حدس زد که او احساس گناهکار بودن دارد. کسی که برای بخشوده شدن خود سعی دارد تا خوبی کند اما در تشخیص خوبی دچار تردید می‌شود.

 

اغلب انسان‌ها در گذشته خود اتفاقاتی را پشت سر گذاشته‌اند که آن‌ها را دچار عذاب وجدان کرده‌است. نحوه مواجه انسان‌ها با این حوادث به ویژگی‌های شخصیتی‌شان بازمی‌گردد. در این میان شاهین به دنبال انتخاب راهی شرافت‌مندانه است. اما یکی از مشکلاتی که در طرح فیلمنامه «یک روز طولانی» دیده می‌شود به مسئله اولویت در انتخاب‌های شخصیت بازمی‌گردد. آیا پرداخت قرض پدر سارا، دختر ۹ ساله‌ای که شاهین به او دروغ می‌گوید، آنقدری ارزش حیاتی دارد که به تنهایی بار قصه اصلی فیلم را به دوش بکشد؟ اصلاً چرا شاهین با ویژگی‌هایی که از درستکاری‌اش سراغ داریم قبول می‌کند که به بردارش کمک کند؟

 

 موقعیت اصلی که شخصیت مرکزی در یک فیلمنامه با آن مواجه می‌شود باید در فضای قصه و برای شخصیت ارزشی حیاتی ایجاد کند تا همذات‌پنداری مخاطب را برانگیزد. حال این ارزش حیاتی لزوماً به مرگ یا زندگی افراد ارتباطی ندارد اما می‌بایست شخصیت را در فشار تصمیم‌گیری قرار دهد. در فیلم «یک روز طولانی» اگر شاهین در هر لحظه از داستان همه اتفاقات را نیمه کاره رها کند و برود چندان فرقی به حال خودش و دیگران ندارد. او یک عنصری خارجی است و موقعیت دراماتیک و مرکزی داستان آنقدری قوت ندارد که او را تبدیل به عنصری مهم در داستان تبدیل کند. همین عدم همذات‌پنداری در لحظاتی از داستان باعث شده که فیلم به سمت شعاری بودن برود.

 

 

شاهین کسی است که سال‌ها در غربت بوده و توانسته از راه هنر زندگی‌اش را بگذراند اما احساس دینی به برادرش دارد که همین باعث می‌شود در کنارش احساس ضعف کند. تلاش فیلمنامه‌نویس برای روایت کردن داستان‌اش در کوتاه‌ترین زمان ممکن یعنی نزدیک به ۲۴ ساعت و محدود بودن موقعیت‌های داستانی برای شناخت تمامی شخصیت‌ها باعث شده تصویری که از سامان، برادر شاهین، به مخاطب داده می‌شود متظاهرانه و یک‌طرفه باشد. در واقع فیلمساز نتوانسته قضاوت‌اش نسبت به سامان را پنهان کند و از او یک شخصیت تیره ساخته است.

 

روابط دو برادر در ادبیات ریشه‌ای طولانی دارد. هر چه به ادبیات مدرن نزدیک شویم این روابط تیره‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. آرتور شنیستلر نویسنده و پزشک آلمانی هم‌دوره زیگموند فروید در داستان کوتاه «گریز به تاریکی» درباره این رابطه می‌نویسد: «رابطه برادر با برادر نه تنها بهترین و پاک‌ترین امتیاز زندگی به شمار می‌رود بلکه همچنین به طور کلی تنها رابطه‌ای است که طبیعت به آن استحکامی درخور بخشیده است. حتی پایدارتر از رابطه‌ی فرزند با والدین که دیر یا زود و مطمئناً از نظر خود فرزندان نیز روزی محکوم به فنا بوده است.» سرنوشتی که برای برادرها در انتهای فیلم اتفاق می‌افتد به نوعی هدف ناخودآگاه شخصیت شاهین را برملا می‌کند. مهمترین ضعفی که از شاهین در طول فیلم گفته می‌شود رابطه پیچیده‌ در برابر برادرش است. نگاه انسان‌دوستانه شاهین را اگر کنار بگذاریم، شاید دلیلی که باعث می‌شود تا او بخواهد به پدر سارا کمک کند به مقابله با برادرش باز‌گردد. لحظه‌ای که هر دو کنار هم سیگار می‌کشند لحظه‌ای است که دو نیروی مخالف داستان که پنهانی با هم در افتاده‌اند در کنار یکدیگر آرام می‌گیرند. نبردی که رگه‌های ابتدایی آن از آغاز داستان شروع شده و با تصمیم نهایی شاهین که بر مخاطب پوشیده می‌ماند به پایان می‌رسد. هر چند می‌توان از نوع رابطه شاهین با سامان و نیلوفر حدس‌هایی درباره انتخاب شاهین زد.

 

 

در فیلم «دور (اوزاک)» ساخته نوری بیلگه جیلان فیلمساز شناخته‌شده ترکیه شخصیتی وجود دارد که مسیر برعکس شاهین را طی می‌کند. او روستای خود را ترک می‌کند و با آرزوهای بسیار به شهر می‌آید و دوست دارد که به عنوان ملوان روی کشتی‌ها کار کند. او از دور شنیده که حقوق ملوان‌ها خوب است. اما در اولین مواجه‌اش با ساحل به یک کشتی بسیار بزرگ برمی‌خورد که به گل نشسته و عده‌ای تلاش می‌کنند تا به وسیله ماشین‌هایی صاف‌اش کنند. تمام آرزوهای مرد در اولین مواجه‌اش با هدفی که در سر داشته کاملاً نقش بر آب می‌شود. به طور مشابه شخصیت شاهین در فیلم «یک روز طولانی» با صحنه‌ای مواجه می‌شود که شکل کارگردانی و محل دوربین بر اساس آن انتخاب شده تا صحنه را هولناک نشان دهند. شاهین در گذرش به محله قدیمی‌اش به خانه قدیمی‌شان می‌رود و آن خانه کاملاً ویران شده و در حال از نو ساخته شدن است. این اتفاق تماماً مواجه شاهین با گذشته‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. زمان توانسته در محیط دگرگونی به‌وجود بیاورد همانطور که این دگرگونی در انسان‌ها نیز به چشم می‌آید. اما ای کاش نمود این ایده که گوشه‌ی کمی از فیلم را در برگرفته است، در تمام مدت فیلم نقش ایفا می‌کرد و سهم بیشتری نسبت به داستان قولِ شاهین به سارا پر می‌کرد.  

 

به اتفاق ابتدای فیلم بازگردیم. نفس نفس زدن سگی در بیابان و ناچاری شاهین از حقیقتی که با آن روبروست. سرنوشت و جبر عنصر مهمی است که گاهی حتی توانش از قدرت تصمیم‌گیری ما هم فراتر می‌رود. انسان معاصر به دلیل پیچیدگی‌های همنوعانش در شرایطی قرار گرفته که به سختی می‌تواند فرق خوب و بد را تشخیص دهد و اگر تشخیص دهد شاید فرصت کمی برای عمل کردن به تصمیم‌اش داشته باشد. «یک روز طولانی» یک فیلم ساده و بی‌ادعا درباره یک موضوع اخلاقی بسیار مهم است و فیلمساز تمام تلاش‌اش را کرده تا با حذف تمام زائدات، فقط و فقط به همین موضوع بپردازد و شاید همین اتفاق کمی به شاکله اصلی فیلم ضربه زده است اما کماکان موضوع قابل تأمل و حیاتی در فیلم عنوان می‌شود که شاید مدت‌هاست از ذهن همه ما رخت بر بسته است.

اخبار و حواشی فیلم یک روز طولانی

موجود نیست

معرفی کارگردان فیلم یک روز طولانی

زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آن‌ها داریم ثابت نگه می‌دارد. هیچ چیزی دردناک ‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره نیست.
(مارسل پروست- در جست‌وجوی زمان از دست رفته)

وقتی پس از سال‌ها به زادگاه‎ات برمی‌گردی همان جایی که کودکی‌ات را سپری کرده‌ای، تمام آن مکان‌ها و آدم‌هایی که روزگاری برایت بزرگ و پراهمیت بوده‎اند و با خاطره آن‌ها زندگی کرده ای، دچار تغییر شده‎اند و آن اهمیت و جذابیت گذشته را برایت ندارند و این تغییر  خود را روابط   متقابل بیشتر بروز می دهد. آدم‌ها دچار عدم شفافیت  و پنهان کاری شده‌اند و درچنین موقعیتی وقتی که در دوراهی اخلاقی قرار می‌گیری در انتخاب  سردرگم می‌مانی  و مفهوم خوبی و بدی، اخلاقی و غیراخلاقی برایت  قابل تشخیص نیست و انتخاب تو هرچه که باشد در نهایت باعث می‌شود به خودت و دیگران آسیب برسانی.

نوشته دانلود فیلم یک روز طولانی اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم دریا و ماهی پرنده

دانلود فیلم ایرانی دریا و ماهی پرنده

دانلود فیلم دریا و ماهی پرنده با کیفیت عالی

دانلود فیلم دریا و ماهی پرنده

✅  دانلود قانونی فیلم دریا و ماهی پرنده با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @uproadsupport . ایمیل: info@uproad.ir

نقد و بررسی فیلم دریا و ماهی پرنده

مرتضی اسماعیل دوست

 

همیشه این قلم سعی داشته تا نگاهی نقادانه از منظر دانسته های سینمایی را آینه افروز واژگانِ به کرسی در آمده در صفحات نماید و سوژه ای چون فیلمساز را از جهان ابژه ای چون اثر به دور سازد، اما گاه این پنداشت چنان در واقعیت به موجودیتی مشترک درمی آید که اگر بخواهی هم نمی توانی جدایشان سازی. فیلم دوم مهرداد غفارزاده نیز چنین است و از جهان ذهنی مردی بیرون می زند که در گذشته ای دور و دراز، آثاری داستانی را به خلق روایتی شیرین درآورده و نگاهش به روزگار همچون خوانش داستانی شاعرانه می ماند. لازم به توضیح است که آغاز آشنایی با نگاه مهرداد غفارزاده در ذهن من از جلسات داستان خوانی شروع شد، از مشاهده عکسی در مسجد جواد الائمه(ع) که در همنشینی با دوستانی نقش بسته بود که بسیاری از آن ها به عالمی معنا از شهادت متصل شده اند. در احوالاتی ارزنده که سال ها با بچه های مسجد داشتم، غفارزاده را به عنوان انسانی دغدغه مند به انقلاب و در راهروی مدار انسانیت خواندم و حال در این روزگار به تماشای اثری چون "دریا و ماهی پرنده" رسیدم که مرا از جهان خشک و بی عشق امروزی به آن سوی منظره ای نیلگون از آسمانی رویایی می برد که فصل های زندگی با بوم رنگی جلوه یافته از تخیل به قاب خاطره متصل می گردد. البته از ابتدا این موضوع برای کارگردان ایثارگر جبهه های رشادت، خاطر نشان شد که پیرو همان تعالیم استادی چون امیرحسین فردی، نگاهی زیباست که همراه با نقدی صادقانه باشد.

در تحلیل فیلم دوم مهرداد غفارزاده با سویه ای دور از جهان روایی فیلم "گیرنده" مواجه می شویم تا همسفر با اثری فرم گرایانه و جهانی شاعرانه باشیم که تصاویر در آن همچون زبانی قصه گو عمل می کند. فیلم، سرشار از قاب های زیبایی است که در سیاهی سرنوشت نوجوانانی بزهکار، جلوه ای دیگرگون می یابد و فیلمساز با هم قرینگی جهان کنونی این کودکان رنج دیده و فضایی آرزومندانه از قاب هایی انتزاعی به ترکیب غمگسارانه ای از حقیقت در برابر عنصر غایب خیال دست می زند.

فیلم دریا و ماهی پرونده، قصه ای است از روزگارِ در حال گذر نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت که با ورود احسان، میهمان جدید این دارالتادیب که پسری است ناشنوا، روایت به سمت تابش رنگ بر چهره غریب دقایق می رود و این شازده کوچولوی غم پاره های کودکانه همچون شهریار داستان سنت اگزوپری به دنبال اخترکی است که سال ها پیش در سفری رویاگونه دیده بود و از این منظر، فیلمساز به دنبال قاب هایی آرزومندانه از احسان در دل امواج آبی دریا است و فیلم در دقایقی به فضایی سوررئالیستی گرایش می یابد تا با نمایش انیمیشن و با توجه به روایتی کودکانه از دالان صادقانه نقاشی به قلب روایتی تلخ نزدیک شویم. جایی که پدر احسان براساس صید غیرقانونی ماهی از دریا کارش را از دست داده و احسان نیز با توجه به فروش غیرمجاز فیلم بازداشت و به کانون مراقبت های کودکان منتقل شده است. در این میان اشاراتی زیبا در لایه ای پرمعنا از حکایتی ظریف صورت می گیرد. آن جا که حرفه پدر در ارتباط با دریا و صید ماهی قلمداد شده و این نگاه، ارجاعی به نقاشی های پسر در داخل بازداشتگاه یافته که غالب آن به شکل ماهی است و از طرفی نشانه فوق می تواند به قلمروی امید نهفته در قلب پیرمرد داستان همینگوی در کتاب پیرمرد و دریا نزدیک شود. از نگره ای دیگر می توان به حرفه فروشندگی فیلم در نزد احسان اشاره داشت که به مانند عرضه کننده تصاویری رویاگونه و به دور از عالم واقع نزد مردم تعبیر شده که دعوت به تماشای صورتی دیگر از احوال زیستن دارد. از این رو نگرش ایجازی به اشیاء و اشکال و گریز به جهانی دور از روایت زبانی در این اثر به موقعیتی امپرسیونیستی نزدیک می شود و کارگردان نیز به زیبایی، شخصیت اصلی فیلم را نوجوانی ناشنوا قرار داده که هم مسیر روایت را به داستانی تصویری به جای واحدی زبانی می رساند و هم به چالشی فلسفی از این منظر گرایش یافته که تنها کسی که در جمع می تواند به کشف حقیقتی فرا زمینی و بُعدی آن سویی دست یابد، موجودی است که توان برقراری ارتباط کلامی را ندارد و از این منظر فاصله ای دور از آدمیان گرفته است.

فیلم در ارجاع به ذهنیت نقاش گونه احسان، به سمت موقعیت نمایی گرافیکی رفته و ترکیب رویا آفرینی انیمیشن با رئالیسم غمناک شخصیت ها در کانون اصلاح و تربیت، به خوبی در هم تلفیق می شود. همچنین تداوم نماها و کادربندی هایی زیبایی شناسانه در اثر و استفاده دلهره آمیز از صدا در تبیین هیاهوی روزگار به خوبی در خدمت روایت قرار گرفته است. از تطابق هوشمندانه فرم با روایت در فیلم می توان به نمونه ای اثربخش اشاره داشت که در سکانسی که وارد دنیای ترسیم شده نقاشی می شویم، فضای صوتی به کلی غایب شده که به مانند پای نهادن به سیاره ای دیگر از زیستن به شمار می رود. از طرفی نشانه های سینمایی ارزنده ای را در راستای شخصیت شناسی کاراکتر و با نگاهی تصویری می توان برشمرد که از جمله ثبت نقاشی خرگوش، ماهی و بادکنک بر دیوارهای کانون است که همه اشاراتی به احوال رهایی بخش احسان از این تنگنای بی رنگ دارد و آن گاه که به تعداد کودکانِ دربند، خرگوش هایی به نقاشی درمی آید، می توان این نگره را به کل تعمیم داد. 

مهرداد غفارزاده با وجودی که از دنیای داستان نویسی شروع کرده و اولین داستان انقلاب را با نام "پاسداری" به چاپ رسانده است، در این فیلم به سمت فضایی فرم گرایانه در روایت رفته و توجه خود را به ترسیم ساختاری شاعرانه در مواجهه با رخدادی دهشتناک چون بزهکاری معطوف ساخته است، چرا که شخصیت های نوجوان و داستانی شاعرانه نیازمند مدادی است نقاشانه بر دیوارهای حیات تا به دنبال ردپایی از بوی گل سرخ همچون شازده کوچولو بود، با این تفاوت که پسرک دلتنگ قصه غفارزاده، عشق خود را نه در روی زمین بلکه در بی کرانگی دریا جستجو می کند و دیوارها نیز نمی تواند مانع از عطر طعم دریا بر مشام مسافر رویا باشد. 

فیلم دریا و ماهی پرنده، ارجاعات بسیاری در پیرامون متن به جهان فیلم هایی دوست داشتنی دارد. آن گاه که می توان به ردپایی از چهارصد ضربه تروفو رسید و به تماشای پوسترهای نقش بسته بر دیوارهای خیال انگیز سینما چشم دوخت که نشانی از پدرخوانده فوردکاپولا و نیز اولیور توئیست پولانسکی دارد و البته تصویری تابناک از چاپلین را بر صفحه نمایان می سازد که با دیالوگ "من سرورم" به تبلوری همسان با ترنم خیال کودکان دارالتادیب اشاره دارد. در این میان کارگردان، نگاهی معصومانه به پیکر ناگوار بزهکارانی دارد که در میان ناملایمات زندگی بدین سوی تاریک غلطیده اند.

البته فیلمساز در دقایقی به دام روایتی بی هویت از بافت شکل یافته خود درافتاده و با حضور بازرسی بی نشان در کاراکتری با نام کاظمی، از پیچش روایی خود خارج می شود و به سمت تن دادن به بازی بی کارکردی در تنه اصلی فیلمنامه می رود که البته در گفت و گویی که با کارگردان انتقاد پذیر این فیلم داشته ام، اشاره به آن شد که این بخش به کل حذف می شود. فیلم "دریا و ماهی پرنده"، طنین آوازی شورانگیز در متن سرنوشتی شوم است که در این پژواک رهایی از سوی احسان، کارگردان به خوبی مبادرت به خلق جهانی انتزاعی می کند، به نحوی که غلبه رویا بر واقعیت در سکانس های در پیش به سمتی است که حتی تصور می شود که با شخصیتی انتزاعی مواجه ایم و بر این منظر، اثر مشابهت های بسیاری به فیلم " نوازنده پیانو بر اقیانوس" ساخته جوزپه تورناتوره دارد که در آن جا نیز دغدغه رویا با دریا به قاب هایی هویت بخش می رسد. در فیلم دوم غفارزاده، قدرت القایی در تصاویر سینمایی چنان به خوبی صورت یافته که می توان همراه با نقش و نگارهای سخن گوی راوی به حرکت درآمد و به طعم خوش رهایی از این زمین دامنگیر دل بست و همصدا با ساز پریوشِ دریا به نوا درآورد جهانی دیگر را. آن جا که هیچ محصوریتی از بابت الزامات دنیوی صورت نمی گیرد و از این منظر می توان حتی در کنار تنگنای سلول نیز به سرودی از سرزمین عشق رسید.

مهرداد غفارزاده در این فیلم ما را به جهانی مملو از شاعرانگی با قلم تصویر می رساند و در این میان جایگاه فیلمبرداری شایسته چون مرتضی غفوری نیز محفوظ است. همچنین نقش آفرینی ارزنده کودکانی نابازیگر و خصوصا بازیگر ناشنوای نقش احسان و البته نادر فلاح نیز قابل توجه می باشد. فیلم، روایتی دلربا از فضایی تنگ و تاریک دارد و این بادها هستند که کاغذهای نقاشی را به جهانی دیگر پرواز می دهند، به سوی آسمانی که گهواره اش دریاست و دل اش همچون احسان، به ماهی پرنده در آن خوش است. دلی که داغ دارد و به جایی دیگر از رویا نمی توان وصل اش نمود، چرا که پشت دیوار، دریایی است که شاید به قول شاعر، شهری دیگر را بتوان در آن پیدا نمود.

اخبار و حواشی فیلم دریا و ماهی پرنده

برنده جایزه منتقدان مسکو، بهترین فیلم جشنواره همدان، بهترین بازیگر جشنواره اسپانیا و مهمترین جایزه «موندنس».

درباره کارگردان فیلم دریا و ماهی پرنده

مهرداد غفارزاده فعالیت هنری خود را با نوشتن داستان‎های کوتاه از سال ۱۳۵۹ آغاز کرد و سپس مجموعه داستا‌ن‎هایی برای کودکان و نوجوانان و هم‌چنین بزرگسالان منتشر کرد. او مدتی هم در مطبوعات نقد ادبی و سینمایی می‎نوشت.غفارزاده در رادیو و تلویزیون نیز فعالیت داشت و به مستند سازی روی آورد. این کارگردان اولین فیلم بلند سینمایی خود«گیرنده» را در سال ۱۳۹۰ کارگردانی کرد که موفق به دریافت دو سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر مرد(سعید راد) از جشنواره فیلم فجر شد. «دریا،ماهی پرنده» دومین ساخته بلند داستانی این کارگردان است که در بخش هنروتجربه جشنواره سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

نوشته دانلود فیلم دریا و ماهی پرنده اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم آینه بغل

دانلود فیلم ایرانی آینه بغل

دانلود فیلم آینه بغل با کیفیت عالی

لینک دانلود فیلم آینه بغل اضافه شد

دانلود فیلم آینه بغل

رمز فایل:upnamair-zr@hd2izn

✅  دانلود قانونی فیلم آینه بغل با لینک مستقیم و کیفیت HD
✅ این نسخه ها بالاترین کیفیت ارائه شده و FULL HD هستند.

✅ هر یک از فایل ها بر روی سرورهای داخل و خارج از ایران و با بالاترین سرعت اینترنت شما در دسترستان قرار خواهد گرفت.

✅ این فایل ها توسط شرکت پخش کننده فیلم، آپلود و در اختیار شما قرار گرفته اند و تمامی مبالغ پرداختی مستقیما به حساب تولید کننده واریز می گردد.

✅ بر طبق اعلام تولید کنندگان آثار شبکه نمایش خانگی هر فایل دانلود شده برای استفاده توسط یک خانواده در نظر گرفته شده است لذا حتی المقدور از انتشار فایل خریداری شده برای سایرین خودداری نمایید.

?  چنانچه نیاز به راهنمایی دارید، تیم پشتیبانی در خدمت شماست. راه های پشتیبانی: آیدی تلگرام: @upnama. ایمیل: upnama.ir@gmail.com

نقد و بررسی فیلم آینه بغل

آرش پارساپور

 

نام محمدرضا گلزار وقتی در بین اسامی بازیگران یک فیلم می آید؛ دو واکنش با خود به همراه دارد. یک عده فیلم را به واسطه حضور او یک اثر به درد نخور و سخیف می پندارند و عده‌اي دیگر از عاشقان این برند سینمایی هستند و به دیدن فیلم می‌روند (و دسته اول وجود افراد میلیونی زیاد را در دسته دوم باور نمی‌کنند!). چه بخواهیم چه نخواهیم، گلزار هنوز یک سوپراستار سینمایی است و حضورش در یک فیلم می تواند تا حد زیادی تضمین فروش آن را به همراه داشته باشد. همان‌گونه که «آینه بغل» در اکران این روزهای خود، پله پله فروش خود را بالاتر می‌برد و احتمال دارد به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران تبدیل شود. حال اگر بخواهیم یکی از صدرهای جدول پرفروش سینمای ایران را بررسی کنیم، باید از کجا شروع کنیم؟بیشتر مردم که مخاطب اصلی سینما هستند، به این فیلم و امثال آن واکنش مثبت نشان داده و آن‌ها را میلیاردی می‌کنند؛ پس چه‌لزومي‌دارد كه‌خالقان این سبک از فیلم‌ها بخواهند در نوع ساختار و فیلمسازی خود تغییری اعمال کنند؟ یعنی منوچهر هادی، کارگردان فیلم که آثار خوب و قابل توجهی مثل «یکی می خواد باهات حرف بزنه» و حتی بازیگران فیلم از جمله نازنین بیاتی که از سینمای فاخر به سمت آینه‌بغل آمده، خودشان نمی‌دانند فیلمی گیشه‌ای ساخته و روانه اکران کردند که حرف خاصی برای گفتن ندارد؟ جدا از ذکاوت و هوشمندی فیلمنامه نویس در گنجاندن برخی شوخی‌ها و تکه های سیاسی که فقط برای بارمعنایی جلوه دادن فیلم نوشته شده و نه چیز دیگر، فیلم در ارائه پیام های دیگر خود براي مثال پیام‌های اجتماعی و انتقادی از فضای مجازی کارت قرمز می‌گیرد و همان لایه سطحی شوخی‌های سیاسی را نمی‌تواند در بیاورد.

 

داستان فیلم آینه بغل از یک ایده ناب و البته دردناک نشات گرفته‌است، کارگر یک پارکینگ ( با بازی جواد عزتی) با یکی از ماشین‌های لاکچری این مکان، مازراتی، با نامزد خود (با بازی نازنین بیاتی) دور دور می‌کند که ناگهان آینه بغل خودرو را به باد می‌دهد. او مجبور است برای جبران هزینه آینه بغل میلیونی این ماشین، تمام سرمایه و پس انداز خود را خرج کند و از همین رو به دیدن صاحب ماشین (محمدرضا گلزار) می رود تا بلکه بتواند قضیه را یک جوری حل و فصل کند. آنجا او به کارگر ساده می‌گوید که باید به همراه نامزدش، چند روزی در نقش دوستان او به همراه وی زندگی کنند تا او بتواند جلوی نامزد از فرنگ‌آمده‌اش (با بازی یکتا ناصر) آبروداری کند. این دو نيز باوجود میل باطنی خود مجبور می‌شوند این کار را انجام داده و سناریوی دروغین را جلوی نامزد از فرنگ برگشته اجرا کنند و مراقب باشند که در هیچ لحظه‌ای، قضیه لو نرود.

 

جواد عزتی، دیگر برند فیلم آینه بغل، بازیگر قابلی است و نقش آفرینی‌های خوبی از او در برخی آثار سینمایی غیر کمدی‌اش دیده‌ایم. اما شخصیت و تیپ فیلم‌های کمدی او بسیار یکسان و البته همچنان جذاب است. خرده‌ای که به این تیپیکال بودن نوع بازی کمدی جواد عزتی گرفته می‌شود، مساله چندان واردی نیست و بسیاری از کمدین‌های دنیا از دیرباز تاکنون در قالب یک نقش در فیلم‌های‌شان بازی می‌کنند. آدام سندلر نمونه بارزی است که در فیلم های کمدی خود یک جور بازی می‌کند (و البته در فیلم های جدی و درام گاهی فوق العاده ظاهر می‌شود، درست مثل جیم کری) شخصیت کمدی جواد عزتی، کاراکتر بامزه‌ایست که در هر فیلم تغییرات ریزی دارد اما دوباره دوست داشتنی است. بازی بازیگران آینه بغل به جز محمدرضا‌گلزار قابل قبول است و همین مساله فیلم را دو هیچ از دیگر آثار سینمای کمدی این روزها جلوتر می‌اندازد. یکتا ناصر و لهجه عالی‌اش در نقش یک زن تازه از خارج آمده به کشور و یا حرکات رضا نیکخواه که حساب شده و به تقلید از جواد ظریف اجرا می شود و… همگی توانستند نمره ناپلئونی را برای تمام تیم بازیگری به وجود بیاورند. (این مساله که گلزار چرا دوست ندارد و نمی‌خواهد بعد از این همه گذر از عمر هنری خود، کمی روی قدرت بازیگری‌اش کار کند نيز مساله عجیبی است؛ البته او مثل پارسا پیروزفر و برخی دیگر از هنرپیشه‌ها تا کنون شانس همکاری و بازی با کارگردان فوق العاده‌ای را نداشته تا استعدادهای بازیگری خود را شکوفا کند و تهمینه میلانی درآتش بس توانست اندکی از این استعداد را بازتاب دهد).

 

شوخی‌های کلامی فیلم می‌تواند مخاطب را بخنداند و برخلاف تصور عموم، خنداندن مخاطب با جملات و دیالوگ کار چندان ساده‌ای نیست. در بین شوخی های کلامی همان‌‌گونه که گفته شد تکه‌های سیاسی انداخته می شود تا به‌فرض فیلم را پربار کند، به نظر من این هوشمندی کارگردان را نشان می دهد (همان‌‌گونه که گفتم منوچهر هادی کارگردان قابلی است) که فیلم کمدی گیشه ای خود را به‌گونه‌اي بسازد که برچسب تجاری و… به آن نخورد. او و دیگر عوامل خوب می دانند که چگونه این برچسب‌ها را دور زده‌اند و می توان تا حد زیادی این ترفندها را قبول کرد؛ چرا که فیلم آینه بغل از دیگر آثار کمدی سخیف این روزها کمی، فقط کمی بهتر است.

 

تصور اینکه آینه بغل بخواهد در دل فیلم خود صحبتی از معضلات اجتماعی و سیاسی، از جمله فاصله طبقاتی (قیمت آینه بغل بعضی‌ها برابر تمام زندگی خیلی هاست) و یا خطرات و معضلات فضای مجازی و یا اشاره به برجام و وزارت امور خارجه و غیره داشته و تاثیرگذار باشد، یک خیال واهی است و این مسائل فقط توانسته فیلم را از باتلاق آثار سخیفی چون خالتور و دخترعمو، پسرعمو و… جدا کند. منوچهر هادی بعد از من‌سالوادور نیستم، دوباره به‌سراغ کمدی رفته و با المان‌های لاکچری خود در سرتاسر فیلم (تصور نمی‌کنم خود محمدرضا گلزار نيز بتواند از نظرمالی در چنین خانه و کاشانه ای که در فیلم به نمایش گذاشته شده زندگی کند)، زرق و برق آن را دو چندان کرده و با انتخاب بازیگران درست (بفروش‌ها، برندها و خوب‌ها در کنار يكديگر) فیلم ضعیفي را بسيار پرفروش کند و مخاطبان سختگیرتر را نيز عصبانی نکند. خوبی آینه بغل این است که به شعور مخاطب خود توهین می‌کند اما سعی دارد که از دل او نيز در بیاورد. حالا این تلاش مذبوحانه در کمترین افراد موثر واقع می‌شودو برای بیشترمردم تفاوتی ایجاد نمی کند؛ چرا که آن‌ها عاشق این نوع سینما هستند و میلیاردی بودن آن‌ها،تضمین ادامه‌سازی این سبک فیلم تا سالیان سال در کشور است.

 

 

هومن نشتائی

 

آخرین ساخته منوچهر هادی ، سر و شکلی شبیه به من سالوادور نیستم دارد. بعد از فروش خوب من سالوادور نیستم ، این دومین فیلم تجاری منوچهر هادی است. فیلم هایی که هدفی جز فروش بالا ندارند. و چه در عمق و چه در سطح چیزی برای گفتن ندارند. صرفا فیلمی برای پر کردن وقت و خندیدن به مسائل سطحی است ، که طرفداران کمی هم در سینما ندارد. و مردم هم همیشه دنبال چنین فیلم هایی هستند. فیلم هایی که به عنوان سرگرمی و یک روز دورهمی با خانواده و دوستان خود به تماشای آن بنشینند ، کمی بخندند و بعد از ترک سالن آن را به کلی فراموش کنند. و هر کسی را دیدند بگویند : «خیلی خنده دار بود ، حتما ببین». سینمای طنز به کلی تبدیل شده به سینمای تجاری ، فیلم هایی برای گیشه ، که ساخته می شوند تا فروش کنند و برای عوامل کار هم چیزی جز پول ندارد. شما به اسامی بازیگران نگاه کنید. رضا گلزار در صدر جدول است. اگر گلزار نبود چه می شد؟ فیلم فروشی به این حد نداشت. در انتخاب بازیگر نگاهی به مهارت یا تکنیک او نمی شود و در انتخاب بازیگر چنین فیلم هایی فقط نگاه تجاری حکم فرماست. هر بازیگری معروف تر و پول ساز تر ، بهتر. در کنار او جواد عزتی که خود (در طنز) تبدیل به کلیشه شده است. بازی های او در کار های کمدی ، حتی کمی در شیوه بیان و نوع اکت تغییر نمی کند. و صرفا به همین دلایل معروف شده و مخاطبان زیادی او را دنبال می کنند. حالا در کنار این دو ، خواننده معروف (امیر عباس گلاب) به بی منطق ترین شکل ممکن درام را استارت می زند (با موزیکی شاد). که مخاطب بیشتر لذت ببرد. داستان از ایده کلیشه ای پی روی می کند. تقابل دو خانواده (زوج) ، یکی پولدار و مرفه و دیگری از نظر مالی ضعیف و سطح پایین. یک نفر بدلیل خوش گذرانی یک مازراتی از پارکینگ بر می دارند و به آینه بغل آن ماشین ، آسیب می زند. در این فیلم ها که هدف خنداندن است ، به روایت توجه نمی شود. همه چیز غیر قابل باور است. اما مخاطب باور می کند چون نقطه ضعف دارد (می خندد). و این شروع کلیشه ای به پایانی کلیشه ای تر ختم می شود. عده ای در پارکینگ جمع می شود و کسی با بغض در بین جمعیت شروع به روضه خوانی می کند. همه متقاعد می شوند در چشم همه اشک جمع می شود و دوباره همه به خانه شان باز می گردند و در پایان بندی شخصیتی که مشکل ایجاد می کرد متحول می شود و به همه کمک می کند و تمام. هیچ کدام از اینها باور پذیر نیست. اما مخاطب می پذیرد چون به ازای آن خندیده است. در این بین فیلمساز حرف هایی هم برای گفتن دارد ، اما همه چیز سطحی و با ارجاعات دیالوگی گفته می شود و فراموش می شود. و فقط بهانه ای می شود برای حمایت از فیلم که بگویند : «این فیلم طنز انتقادی بود». به جزئیات توجه کنید همه چیز برای مخاطب جذاب طراحی می شود. به انتخاب موزیک ها توجه کنید. به نمایش گذاشتن خانه و خودرو ها در قاب ها توجه کنید. برای مثال در سکانس صحبت گلزار و عزتی بعد از آزاد شدن عزتی ، توجه مخاطب به شخصیت ها و قصه است یا به بی ام و پشت سر آنها؟ همه چیز در فیلم سطحی نگری شده تا مخاطب بیشتر بخندد. این سبک فیلم ، فقط برای گیشه ساخته می شوند تا رکورد بزنند. و این رکورد در کنار تمام چیز هایی که گفته شد تبدیل شود به عنصری برای تبلیغات فیلم که باز بیشتر بفروشد. این سبک فیلم چیزی برای گفتن ندارد (اگر هم داشته باشد در سطح می ماند) و فقط برای سرگرم کردن مردم است. مردم هم با خانواده و دوستانشان به دیدن این فیلم می آیند تا کمی شاد باشند ، تا کمی از دنیای بی رحم فاصله بگیرند و همه چیز را برای لحظه ای فراموش کنند.

اخبار و حواشی فیلم آینه بغل

امیرعباس گلاب خواننده تیتراژ این فیلم است و در سکانسی در این فیلم در حالی که به اجرای زنده می پردازد حضور دارد.

سازندگان فیلم آینه بغل آن را یک فیلم لاکچری معرفی کرده اند که با آنچه تا بحال دیده شده است در سینما متفاوت است.

این فیلم  دومین فیلم پرفروش سال شد / این کمدی در آخرین روزهای سال با سبقت از «گشت ۲» به فاصله ۱ میلیاردی «نهنگ عنبر۲»، پرفروش ترین فیلم سال رسید.

درباره کارگردان فیلم آینه بغل

منوچهر هادی ( (زادهٔ ۱۳۵۱، تهران و اصالتا اهل گلپایگان) کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینما و تلویزیون ایران است. وی پس از گرفتن دیپلم وارد عرصه هنر شد و کارهای متنوعی همچون بازیگری، دستیاری کارگردان و تدارکات را آزمود. در سال ۱۳۸۵، اولین فیلمش، «تلاطم» را ساخت و در همین سال موفق شد ۴ تله فیلم دیگر با نام‌های «آخرین روز ماه»، «تصادف»، «فرصت‌های فردا» و «کوچه محجوب» را بسازد که علاوه بر کارگردانی، نویسندگی آن‌ها را نیز عهده دار بوده است. از جمله سوابق هنری وی می‌توان به کارگردانی فیلم‌هایی نظیر «قرنطینه» (۱۳۸۶) و «یکی می خواد باهات حرف بزنه» (۱۳۹۰)، اشاره کرد. منوچهر هادی در ۲۰ اسفنده ماه سال ۱۳۹۴ با یکتا ناصر ازدواج کرد)

نوشته دانلود فیلم آینه بغل اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم وکیل بند

دانلود فیلم ایرانی وکیل بند

دانلود فیلم وکیل بند با کیفیت عالی

دانلود فیلم وکیل بند

نقد و بررسی فیلم وکیل بند

موجود نیست

اخبار و حواشی فیلم وکیل بند

قدرت‌الله بزرگی متولد ۱۳۱۶ در تهران یک‌ کارگردان ایرانی است که فعالیت هنری را با تئاتر آغاز و فیلمسازی حرفه‌ای را سال ۱۳۴۷ با کارگردانی فیلم گردش روزگار تجربه کرد. او برادر جعفر بزرگی (بازیگر سینما و تلویزیون) است. از فیلم های این کارگردان میتوان به باشرف ها، پاداش یک مرد، حرفه ای، طاهر، غلام رنگی، گناه مادر و طیب اشاره کرد.
 رامبد شکرآبی متولد سال ۱۳۵۱ در تهران است. او بازیگری را از سال ۱۳۷۳ با فیلم ترانزیت ساخته علی سجادی حسینی آغاز کرد. شکرآبی در این سال‌ها در تلویزیون هم فعالیت داشته‌است. او بازیگری در تلویزیون را از سال ۱۳۷۵ با مجموعه تلویزیونی تنگنا شروع کرد. وی در سال ۱۳۸۹ با حدیث فولادوند ازدواج کرد.

حدیث فولادوند فعالیت هنری را از کودکی آغاز کرد، در دوازده سالگی زیر نظر گلاب آدینه آموزش دید و در نمایش گل‌های دوستی روی صحنه رفت. وی برای اولین بار نقش کوتاهی را در فیلم دست‌های آلوده به کارگردانی سیروس الوند بازی کرد و بدین ترتیب اولین حضورش را در سینما در سال ۱۳۷۸ اعلام نمود. او که پس از گرایش به هنرهای مختلف از جمله موسیقی و نقاشی اکنون خود را در بازیگری موفق می‌دید یک سال بعد از اولین تجربه خود، در فیلم سینمایی مارال به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده هنرنمایی کرد.

نوشته دانلود فیلم وکیل بند اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.

دانلود فیلم Recep Ivedik 5 2017 دوبله فارسی

دانلود فیلم خارجی Recep Ivedik 5 2017 دوبله فارسی

دانلود فیلم رجب ایودیک ۵ دوبله فارسی

دانلود فیلم Recep Ivedik 5 2017 با حجم کم و لینک مستقیم

دانلود فیلم Recep Ivedik 5 2017

نوشته دانلود فیلم Recep Ivedik 5 2017 دوبله فارسی اولین بار در تیک فیلم. پدیدار شد.